تبلیغات

Code Center

آموزش دین وزندگی 1 - توجیه بدیها


درباره ما
دوستان
آخرین مطالب
لینکستان
نظر سنجی
امكانات جانبی
 
امام صادق علیه السلام شنید كه مردى شهرت به تقوى پیدا كرده است . روزى آن مرد را مشاهده كرد كه جمع زیادى از عوام اطراف او را گرفته بودند.
پس آن مرد از مردم كناره گرفت و تنها به راهى حركت كرد؛ امام علیه السلام ناظر كارهاى او بود.
پس از زمانى كوتاه امام دیدند او جلو یك دكان نانوائى ایستاد، و دو نان مخفیانه برداشت و به راه افتاد. پس از چند قدمى از دكان میوه فروشى دو عدد انار برداشت و به راهش ادامه داد.
پس از پیمودن مسافتى نزد مرد مریضى رفت و نانها و انارها را به وى داد و به مقصد خود خواست برود، امام علیه السلام خود را به آن مرد رساند و فرمود: امروز از تو عمل شگفت انگیزى دیدم ، و آنچه را دیده بود برایش ‍ نقل كرد!
آن مرد گفت : گمان مى كنم تو امام صادق علیه السلام هستى ؟ فرمود: آرى ، گفت : با آنكه فرزند پیامبرى ، افسوس كه چیزى نمى دانى ؟
فرمود: چه جهلى از من دیده اى ؟ گفت : مگر نمى دانى خداوند در قرآن فرموده (هر كار نیكى انجام دهد ده حسنه دارد و هر كه گناهى كند جز یك گناه برایش ننویسند) از این جهت به حساب من دو نان و دو انار دزدیده ام ، مجموعا چهار گناه محسوب مى شود، و آنها را در راه خدا داده ام مى شود چهل حسنه .
چهار گناه را از چهل حسنه كم كنند سى و شش حسنه برایم باقى مى ماند، و تو از این حسابها نمى دانى !
امام فرمود: خدا مرگ دهد مگر این آیه از قرآن را نشنیدى كه مى فرماید (خدا از پرهیزگاران قبول اعمال كند)؟! تو چهار گناه كردى و مال مردم را دزدیدى و چهار گناه دیگر كردى كه بدون اجازه به دیگران دادى ، پس هشت گناه نمودى و هیچ حسنه اى هم ندارى .
بعد حضرت به اصحابش فرمود: اینگونه تفسیرها و توجیه هاست كه اینان هم خودشان و هم دیگران را گمراه مى سازند



:: مرتبط با: مطالب دینی ,
:: برچسب‌ها: توجیه بدیها ,
ن : مهران ارزانی
ت : جمعه 23 اسفند 1392
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
موضوعات
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
برچسب ها
جشنواره وبلاگنویسی